تبليغاتX
هزاران گل تقديم تو باد

هزاران گل تقديم تو باد

صفحه نخست

آرشيو وبلاگ

پست الکترونيک

درباره وبلاگ

حرفهایی هست برای گفتن

که اگرگوشی نبود نميگویم

و حرفهایی که سربه ابتذال

گفتن فرود نمی آرند

حرفهایی زیبا ، شگفت

و اهورایی همین هایند

و سرمایه ماورایی هرکس

به اندازه حرفهایی است

که برای نگفتن دارد

دکتر شریعتی



آرشیو موضوعی
كرشمه هستي
پناهگاه ابدي
و نوروز امد
به نام خالق تو
چگونه زيستن
محرم امد
دنیا را نگه دار
به نام خالق من
هی فلانی...
ای جاودانه ترین
غم


پیوندها
فیلا سوفیا
جیگفول
سيمرغ
براي با تو بودن دنبال يك بهونه ام
كاريكاتورهاي محسن مالكي
:: قالب بلگفا ::

پیوندهای روزانه
بازگشت سفیر
شب نقره ای
تابلوهای سیاه قلم
عکس فرشته ها!
یک قلب پاک ازتمام معابدجهان زیباتر
خدا شهریار قلب من
دخترونه
اشیانه عشق
کامران نجف زاده
دالتونا
ققنوس
پسر اشوری
امار سایت خود را ده برابر کنید
تمام پیوندها

امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS

طراحی قالب وبلاگ

به نام او... اگر تنهاترين تنهايان شوم باز هم هست

انسان...

كشيش در روز شنبه خود را براي اجراي مراسم دعا و نيايش اماده ميكرد.همسرش در خانه نبود

 و پسر كوچكش جاني؛ بيقراري مي كرد.او به اين فكر افتاد تا پسرش را سرگرم كند

 به كتاب خانه رفت و مجله اي قديمي پيدا كرد ان را ورق زد تا به يك عكس رسيد ...نقشه اي از جهان!

صحفه را كند و انرا به قطعات ريز پاره كرد و به پسرش گفت:

"جاني اگر بتوني اين نقشه جهان را به درستي كنار هم بگذاري جايزه خوبي بهت مي دم"

و كشيش با خيالي راحت از اينكه جاني تا ظهر سرگرم خواهد بود به اطاق مطالعه اش رفت.

10دقيقه بعد جاني در اطاق پدرش را زد و با نقشه كامل شده وارد اطاق شد...

كشيش كه كاملا غافلگير شده بود با تعجب پزسيد:

"پسرم چطور تونستي اين كار رو اون هم با اين سرعت انجام بدي؟؟؟

جاني گفت:خيلي ساده بود!!در طرف ديگر نقشه؛عكس يك مرد بود من قطعه هاي

 عكس ان مرد را كنار هم چيدم و انرا برگردادنم؛مي دانستم اگر عكس مرد را درست دربياورم نقشه جهان را هم درست كنار هم چيده ام ...

كشيش پسرش را در اغوش كشيد و به او گفت:تو متن سخرانيه فرداي من را اماده كردي...حالا مي دونم از چي حرف بزنم:

اگر انسان درست شود جهان هم درست می شود"

نوشته شده توسط فهيمه در یکشنبه 6 مرداد1387 ساعت 17:37 | لینک ثابت |

 

به نام او

شکوه و تقوا و شگفتی و زیبایی

شور انگیز طلوع خورشید را باید از دور دید

اگر نزدیکش رویم از دستش داده ایم!

لطافت زیبای گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد!

اه که عقل این ها را نمی فهمد!

دکتر شریعتی

 

 

نوشته شده توسط فهيمه در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 0:19 | لینک ثابت |

سکوت...!

 

نه...

من دیگر ناله نمی کنم...

 قرن ها نالیدن بس است...

می خواهم فریاد بزنم...

اما اگر نتوانستم سکوت می کنم...

خاموش بودن بهتر از نالیدن است...

دکتر شریعتی"

 

 

نوشته شده توسط فهيمه در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 ساعت 11:21 | لینک ثابت |

من می فههم...!!

به من بگو نگو ،

 نمی گویم؛

اما نگو نفهم ،

 که من نمی توانم نفهمم

من می فهمم!!

دکتر شریعتی 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط فهيمه در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت 11:11 | لینک ثابت |

                   تا دل به زندگی نسپارم به صد فریب

                می پوشم از کرشمه ی هستی نگاه را

                هر صبح و شام چهره نهان می کنم به اشک

                تا ننگرم تبسم خورشید و ماه را

                ای سرنوشت از تو کجا می توان گریخت؟

                من راه اشیان خود را از یاد برده ام

                یک دم مرا به گوشه ای راحت رها مکن

                 با من تلاش کن که بدانم نمرده ام...!

 

واین هم یک اثره هنری از خودم:

 

نوشته شده توسط فهيمه در دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 9:56 | لینک ثابت |

      به نام خالق ما

         اگر تنها ترین تنهاها شوم باز هم خدا هست

         او جانشین همه ی نداشته هاست

         نفرین ها و افرین ها بی ثمر است

          اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند

          و از اسمان هول و کینه بر سرم ببارد

          تو مهربان اسیب ناپذیر من هستی... ای پناهگاه ابدی!

           تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی .

           (دکتر شریعتی)

 

نوشته شده توسط فهيمه در سه شنبه 13 فروردین1387 ساعت 8:32 | لینک ثابت |

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط فهيمه محفوظ است.طراحی شده توسط yas-Design
This Template Desined by Yas-Design Group